مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است

مجددا سلام

وقت نهار است و جای علاقمندان قورمه سبزی خالی، چنان بویی راه افتاده که هوش از سر آدم میپرد. خدا را شکر دیشب میل شدیدم به بادمجان باعث شد دستی به گاز ببرم و کمی خوراک  اماده کنم و امروز خیا ر و هویج نخورم، وگرنه با این بود، زجر میکشیدم. دیشب موقع آشپزی، سه بار، دقیقا سه بار فلفل زدم به غذا و هی یادم می رفت که زدم، آخر شب  به صورت ناگهانی، تصویر تمام لحظه های افزودن به یادم امد و اه از نهادم بلند شد که ای وای من، با این حجم فلفل چه کنم، خوب قطعا هیچ کاری نکردم و الان جایتان خالی، با قاشق، همچون اسپند بالا و پایین میروم اما عجب طعم لذیذی پیدا کرده لامصب.

همسفر بی معرفت، همان دیشب، با یک لقمه امتحانی، از خوردن غذا انصراف داد و هیچ کدام از ننربازیهای من برای بردن این غذا به محل کار افاقه نکرد.در نتیجه فردا هم در خدمت بادمجان عزیز دل هستم.

**طبق گزارش رسیده از بیمارستان، از ته دلم میگویم: تحریم، سیاست، گرانی، رانت،احتکار و هرچیزی که باعث شود عزیزی روی تخت بیمارستان بدون دارو بماند، خر است، خر خری هم هست( قصد توهین به خربیچاره را ندارم، ذهنم و عصبانیتم برای یافتن کلمه مناسب همکاری نمیکند)

نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور 1397ساعت 13:57 توسط مریم نظرات (1)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com