سلامعلیکم همگی
همسفر جانمان را بدرقه کردمو با لب و لوچه آویزان به خانه خالی از همخانه برگشتم و به میمنت ممیزی مزخرف فردا شب مزخرفتری را میگذرانم.تا اطلاع ثانوی که همسفر به خانه برگردد(حداقل ده روز دیگر)باید مواظب باشم بلا ملایی به سرمنیاید، چون حداقل چند ساعت طول میکشد نزدیکترین ادمی که میشناسم به کنارمبرسد،زندگی داریم تو این غربت ، والا به قرآن.
*دارم تلاش میکنم به نقاط مثبت این چند روز تنهایی فکر کنم، میگردم اما فعلا که چیزی به ذهنم نمیرسد.
**چند روزی باید انتظار بکشم برای جواب مصاحبه. برای خودم تعطیلاتی تصور کردم کنار دریا و نخل و ...مثلا جایزه یک سال سرویس شدنم توی کار اما تا جواب این مصاحبه کوفتی نیاید هیچ غلطی نمیتوانم بکنم.
به نظرتون جلسه ای که ۴۲ نفر پرسپولیسی داره و ۳ نفر استقلالی،تو شرایطی مثل شرایط امروز،به کجا ختم میشه؟
جلسه تازه شروع شده و تا الی ماشالا ادامه داره.
*استقلالیها،تو روحتون...
*ساعت:۱۱:۴۶شب. چند دقیقه هست که رسیدم خونه. فردا باید قبل از ساعت ۷ صبح خیابان نمیدونم چی چی باشم،اغراق نکنم روبه ملکوتم از خستگی.
سلام
من معمولا زمانهای خاصی به مامانم زنگ میزنم، بیشتر هم به گوشی خونه زنگ میزنم، گاهی که پدر حوصله داشته باشه،گوشی را میگیره و چند کلامی با هم صحبت میکنیم. یک وقتهایی سرکار، یه زمانهایی که منتظر شروع یک جلسه هستیم، توی سرویس برگشت از کار یا حتی موقع رانندگی، دلم میخواد صدای یکیشون را بشنوم.تماس که میگیرم، بابا همیشه میگه، جان بابا، چه عجب یاد من کردی، این جان بابا را که میگوید دلم یک ذره میشود برای کنارش بودن، دلم میخواد هرجا که هستم برگردم پیشش. الهی که خداوند مهربون پدرهای دونه دونتون را سالم نگهداره، الهی که خودش مواظب دلهای غمیگینتون باشه اگر که دیگه نیستند.
*به مادر که تلفن اختصاصی میزنم، همیشه با های مامی شروع میشه و جواب میده، هلوووووووووووووو دخترم. این هلو را هم خیلی غلیظ میگوید.
*چوب خط اضافه کاریهایم پیش تمام اهل خانواده پر شده، همسفر که خیلی انگلیسی مابانه، یک اعتراض نرم را شروع کرده و همچین میفهمم که همین روزهاست که اعتراضش سخت شود. مادرک و پدرجانم هم از یک جای دیگه کاملا آشکارا معترض هستند که یعنی چی شماها از اول زمستون زندگی برای خودتون نمیگذارید؟ توضیحاتم هم قابل قبول نیست، در کنار افزایش سفارشهای داخلی، خوشبختانه یا متاسفانه یک سفارش سنگین صداراتی هم پیدا شده و به انها اضافه کنید یک ممیزی جانانه و یک عالمه کار خرده ریزه که نمیدانم چرا همه اش در بهمن و اسفند ماه سروکله شان پیدا میشود.
*دوشنبه نوبت مصاحبه دارم.7 صبح. از طرفی یکشنبه شب جلسه کوفتی کیفیت نمیدانم چی چی داریم در دفتر.از همانها که شروعش مشخص هست و پایانش همچین مبهم. امیدوارم اقلا 12 شب خانه باشم تا بتوانم 4-5 ساعت بخوابم و ساعت 5 از خانه بزنیم بیرون تا برویم خودمان را به اجنبی ها ثابت کنیم که ادمهای خوبی هستیم وقرار است برگردیم و اینها. انشالا که همه چیز به خیر میگذرد.
*شما دعا بفرمایید ویزایمان تایید گردد، قول شرف میدهم اینبار سفرنامه داشته باشم.
یعنی ممکنه من امسال بیام اینجا و بگم:فلان فیلم عجب فیلمی بود؟
*یک چیزی در گوشی بهتانبگویم،تا همینالان،تو اینچند شب،دلمبرای هر هزار تومن از ۱۲۸۰۰۰تومان نازنینی که برای فیلمهای امسال دادم میسوزه. خدا کند که حداقل یک چیز عین ادم ببینم و بیام بگم،اشکال نداره که قیمت یک فیلمبرایم اینقدر درآمد.
آن یکی گوشتان را همبیارید جلو. امشب حرف درگوشی زیاد دارم. یک گوشه از دلم،بدجور امروز شکسته، همچین داغم کردند که الان ارزوم داشتن چند ساعت خلوت و بغل کردن خودمه.صدای جلز ولز خودم هنوز تو گوشمه....بی خیال.
**البته که داغ کننده همسفر نبوده
سلام علیکم
اینجانب احساس میکنم امشب فحش شنیدم، چرا؟تعریف میکنم براتون.
چیزی نزدیک به دوماهه که برای این چند شب فجر و فیلم دیدن برنامه ریزی کردم، کلی تو گوش همسفر خوندم که هرجور میتونه ماموریتش را بپیچونه و حواسش باشه تو این مدت نخواد بگذاره بره. خودم هم حواسم به کارهام بود. بماند که سر فروش بلیط چقدر گند زدند، چقدر اذیت کردند، همسفر طفلی مجبور شد تو اوج کارهاش یره تهران و بشنوه که آقا برگرد، بلیط اینجا نمیدیم، برو شهر خودتون. به شهرستانمون !!!که برگشتیم فکر کردیم که هوراااا، بلیط را خریدیم، یک هفته بعد که برای دریافت بلیط رفتیم، فرمودند: بلیط براتون صادر نشده، شما اگر چند دقیقه پای کامپیوترتون نشسته بودین، بهتون اعلام میشد که خرید کنسل شده، کد پیگیری دارید که دارید، بلیط ندارید. آقا امسال دهان ما سرویس شد تا بلاخره بلیط دار شدیم و ....
تا همین الان، همین الانه الان، هرچی فیلم دیدم مزخرففففففف بود، یک مزخرف میگم، یک مزخرف میشنوید. باور بفرمایید از یک دوربین که در اختیار تپلکهای خانه ما قرار میگرفت و همینطوری چند ساعت فیلم ضبط میشد شاید بشه داستان درآورد اماآنها که من دیدم...
خلاصه که آقا، فاز تفریح خانه تان را عوض کنید، پول نازنین را پای این مزخرفات ندهید، تا ساعت ۸شب سرکار نمونید و بعد هم بدوید فیلم ببینید و هی به خودتان و کارگردان ناسزا تقدیم کنید که آخه، عزیز جان، این چی بود؟
*این خط، این هم نشان، سال دیگه باز هم مثل مشنگها، میدوم دنبال بلیط.
**اینها را که کا دیدیم، واقعا نبینید.