مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است


توی سرویس و تو را ه خونم. دارم فکر میکنم چقدر خوبه که ساعت ۵:۱۵ میشه. چقدر خوبه که خونه هست، حتی اگر کوچک هست، حتی اگر ۷۲ متر هست، یک خوابه هست. چقدر خوبه  کتری چای هست، یک فنجان ( فنجان که نه، کمی بزرگتر از فنجان)هست، یک ظرف میوه، یک  جا هست که آدم بره توش و گوشه گوشه اش حالت را خوب کنه و حس و حالت را عوض کنه و تا فردا صبح بسازت و آمادت کنه برای یک روز پر از بدو بدو.

چقدر خوبه که خونم هست، همسفرم هستخودم هستم. من عاشق خونم هستم.

*نمیخوام غر کاری بزنم ولی.... گاهی کارخانه واقعا خ...ر هست


سلام

مجبور شدم یکی از بازرسین سالنم را کنار بگذارم. شش ماه به روشهای مختلف بهش مهلت دادم و باز روال خودش را داره.از دیروز تا حالا هزار جور پیغام فرستاده و قسم و اصرار و... حالم را بسیا ربد کرده. اصرار و التماس دیگران اذیتم میکنه و دوست ندارم و خدا میدونه که چقدر تلاش کردم درست کار کنه و نخوابه و گند نزنه تو محیط کار.

از طرفی هم ادم عصبی هست و دلشوره دارم که از فاز اصرار بره تو فاز تهدید و یک بلایی سرم بیاره.خلاصه که این هم از روزگار الان ما.
شهریور ماه که شروع میشه، حالم بهشتی میشه، بوی پاییز که صبحهای اول وقت تو هوا پیچیده وخنکهایی که پوست را مور مور میکنه و تاریکتر شدن هوا و...خبر میده که مریم خوشحال باش، پایزجانت داره میاد.


آدم خوش شانسی که عاشق پاییز باشه، تو مرداد ماه هم‌میتونه تو کنسرت فضای باز ، باد و باران پاییزی را تجربه کنه.

جایتان خالی، برنامه همایون جان جانان هستیم و البته به لطف باران زیبا سیستم صوتی فعلا خیس شده و ما منتظر شروع برنامه.

باد میپیچه و باران کج کج میباره و برگهای زرد شده چنار تو هوا میچرخند. جاتون خالی.

تو این حال و هوا جر و بحث زوج پشت سرما را هم اضافه کنید. هردو یکدیگر را زیر و کردند از بس شکاک هستند و پیش هم صوتی دادند. انشالا برنامه شروع بشه و این دو نفر هم با هم  آشتی کنند.

**باد و بوران و چند شب اجرای پشت سر هم ، نتونست لذت شب قشنگ امشب را کم کنه. حال خوب بود و شب خوب.

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.


سلام

تا حالا برای کارم به خیلی از بیمارستانها  رفتم، معمولا برخورد خوبی دارد، اما، چشمتون روز بد نبینه، امروز یک مرکز رفتم، صاحب نازنین بیمارستان که من به اشتباه هی آقای دکتر صداش میکردم ،کل تیم را شست کرد و پهن کرد. تصور من این یود که اگر رییس بیمارستانه پی آقای دکتره. به من اینطوری جواب داد که دختر جون!!!من مهندسم. من کارخونه دارم فلان جا. من همتون را میخرم. من وزیر آویزون میکنم، من.....

طبق سیاست شرکت مبنی بر همیشه حق با مشتری هست، زبان در کام  بود ولی ،خفه شدم از بس جلوی جواب دادن را گرفتم و حرف نزدم . بعضی موقعها جواب ندادن و ساکت بودن خیلی سخته.