مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است

سلام

صبح گرم شما به خیر

اگر دید خبری از من نیست یقین بدانید ذوب شدم  و در زمین فرو رفته ام از شدت داغی روزگار.

حدسم اینه که این روزها خداوند مهربان با نمایندگانی که خود را منتصب به او میدانند مسابقه گذاشته که ببینند کدام یک میتوانند ملت را بیشتر برشته کنند‌. آخه من قربانت بروم، ۴۹ درجه؟ ۵۳ درجه؟نه توی جنوب همیشه داغدار و داغدیده و داغ، همین وسطها، نزدیک همین پایتخت نشینهای دردانه.

آخه این انصاف هست، پدر مادر اینجانب با سوییشرت اونور گوشی باشند و ما در عریا.نترین شکل ممکن اینطرف در حال عرق ریزی.


نوشته شده در دوشنبه 11 تیر 1397ساعت 10:50 توسط مریم نظرات (0)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com