X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است

سلام

تو بک جلسه طولاااااانی هستم.جایتان خالی  گروه گروه مدیر جلوی  رویم نشسته اند و ابهتشان ته گلویم را خشک کرده و پر پر میزنم برای ورودی چای.

سینی چای که وارد شد، دیدم تو این فنجانهای جینگول پینگول کوچولو چای ریخته اند و غم ته دلم را گرفت که ای وای، این چند سی سی چای به کجای من میرسد؟  دلم همان لیوانهای کاغذی را میخواهد که در جلسات بی مدیرانه، درون انها چای می اورند.  اقای پذیرایی کننده، غم ته چشمهایم را که دید، دوتا فنجان گذاشت روی میز.خدا خیرش بدهد ، پسرک گوگولی مهربان.

*خوبید شماها؟ من هم خوبم، گرفتار طوفانهای سه ماه اخر سال که هر چقدر جلوتر هم میرود، شدتش بیشتر میشود.

نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن 1396ساعت 10:40 توسط مریم نظرات (3)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com