X
تبلیغات
زولا

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است

سلام

زمان نهار شده و من گیج گیج میزنم از بی خوابی. دیشب را بد خوابیدم و تا صبح هر ساعت بیدار شدم و هی خوابیدم و ادامه یک خواب بد را دیدم. ساعت ۶ که مشغول آماده شدن برای کار شدم، دلم طاقت نیاورد صبر کنم. به همه انها که در خوابم بودند و امکان پیغام رسانی به ایشان موجود پیغام دادم و در خواست کردم در اولین لحظه بیداری یک سلام خوبم برای من بفرستند. پررنگتر از همه هم در خوابم برادرک بود و دوست جانی. مغزم سوخت از دیدن صحنه های بد خوابم.

راستش من اصلا عادت به بد خوابیدن ندارم و معمولا فاصله خوابیدنم و قصد کردنم برای خوابیدن کمی کمتر از یک دقیقه هست. اصلا نمیدونم دیشب چرا اینطوری شد، از همه بدتر هم دیدن خواب عمیق همسفر بود، خدا وکیلی طاقت این یکیو ندارم که من بد خواب باشم و او در خواب عمیق.

*وقت نهار نازنینم تمام شد. فعلا


نوشته شده در یکشنبه 17 دی 1396ساعت 13:16 توسط مریم نظرات (0)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com