X
تبلیغات
رایتل

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است


سلام. شبتون به خیر باشه الهی.

یک عدد مریم ژولی پولی داره اینجا مینویسه. اخر هفته گذشته را بعد از چند هفته بلاخره در خانه پدری گذراندم و با توجه به سفر در پیش رویم در آخر هفته، وسایلم خیلی به کمد برنگشتند و در حالت انتظار ورود به چمدان هستند.

جایتان خالی در خانه پدری، میدانید هربااااار که به آنجا میروم مادرکم چی برایمان اماده کرده است؟کتلت،کتلت نازنین در کنار سبزی خوردن که من میمیرم برایش و به علت تنبلی فراوان حس پختنش و پاک کردنش را ندارم. مادرک میداند و هربار میپزند و پاک‌میکند. کتلتهایش هم برند خودش هست، گردالی با یک سوراخ که واقعا نمیدانم چرا انرا در کتلت میگذارد.هربار که غذا را میخورم و تربچه ها را که میدان عمدا به سبزی فروش  گفته بیشتر بگذارد را گاز میزنم ته دلم میخواهم لپ تپلش را ماچ کنم .

مدتهاست نتوانستم همراه همسفر در خانه مادرش باشم، بارها و بارها قول دادم و قرار گذاشتم، اما هربار به دلایل کاری قرارم به هم خورده است. چشمتان روز بد نبیند، برای تعطیلات اول مهر با خیال راحت قول داده بودم که همراهش باشم و انشالا چند روزی را دور از کار و کارخانه باشم اما... چشمتان روز بد نبیند، ایمیل مدیر جانم را با سابجکت ممیزی دیدم یک چیزی ته دلم گفت واااای، مریم بیچاره شدی،اینبار واقعا همسفر طلاقت میدهد. ماجراهای ممیزی کارخانه مارا هم که میدانید، سالی ۱۲ بار مدل به مدل ممیزی داریم. الحمدالله اوضاعمان هم هرمرتبه جوری است که دو برگه A4 عدم انطباق میخوریم. خلاصه که بله، به لطف حضور ممیز از بلاد کفر و بی خیالی شخص ممیز نسبت به تعطیلات توپ مهرماه، تاریخ ممیزی اینگونه شد:۵،۶،۷ مهرماه. یعنی چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه و اینگونه تعطیلات طلایی دود شد و من ماندم و همسفری که خدا وکیلی این مرتبه گناه دارد.

با هزار مکافات چهارشنبه را مرخصی گرفتم و انشالا برای جبران تمام قرارهای کنسل شده با همسفر، این آخر هفته میروم دست بوس mother-in law.

میدانید مکالمه من و مدیر جان سالی یکبار که من یک مرخصی ناقابل میگیرم چطور پیش میره؟مرمر جان، میدونی که ممیزی نزدیکه؟ به نظر الان موقع مناسبیه که شما نباشی؟ برات امکان نداره هفته دیگه بری؟  مگه تازه مرخصی نبودی؟ کارشناسات که هستند؟ تلفنت که روشن هست؟  در دسترس باش.  جوابهای مشنگانه من میدونید چطوریه؟ بله، نخیر، متاسفانه نه، نخیر، بله، بله حتما. همسفر راست میگوید که روی پیشانیت نوشته مدیرجان من ... خوبی هستم، هرچقدر میتوانی بار روی دوش من بگذار.


نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور 1396ساعت 21:59 توسط مریم نظرات (0)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com