X
تبلیغات
رایتل

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است


سلام و شب بخیر

بلاخره این‌چهارشنبه زیبا و نازنین و عزیز دل و ... رسید. هرچقدر‌روزهای چهارشنبه به جرم روز آخر هفته بودن بدو بدو داره و نفسگیره، شبش محشره و آرامش بخش.انگشت خروج را که میزنی و چشمت به  غروب چهارشنبه می افته، دنیا رنگش عوض میشه.

امشب قراره مهمان داشته باشم،پدر جان و مادر جانم به خونه ام میان و چی از این بهتر که بهار را هم همراه دارند. ته دلم کیلو کیلو قند آب میشود از فکر بودنشان. دوستان متاهل میدانند که گاهی خلوت پدرانه مادرانه عجیب میچسبد. 

مادرک تماس گرفته و قول گرفته مبادا خسته و کوفته که به خانه رسیدم دست به خانه بزنم! خودش نهار فردا را هم‌ آماده کرده و خلاصه میبینید که قرار است چگونه میزبانشان باشم.  الهی که خداوند مهربون خودش مواظب دونه دونه پدر مادرهایتان باشد و سفر کرده ها را هم تو بغل خودش داشته باشه.

*گاهی که با عشق تعریف داشته هایم را میکنم یک چیزی ته دلم گومب گومب میکوبد که مبادا جایی کسی آهی بکشد، مبادا  اشکی روی چشم کسی بیارم. اینجور موقعها با خودم میگم من که هربار اسمی از عزیزی بردم حتما از ته دل دعا کردم که آنکه عزیزش را کنار خودش نداره، دلش آروم گرفته باشه و خداش هواشو داشته باشه، انشالا که اینجا حال خراب و منفی برای کسی نمیسازه.


نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین 1396ساعت 21:57 توسط مریم نظرات (3)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com