X
تبلیغات
رایتل

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است


سلام و شب بخیر همگی

به سلامتی تعطیلات به صورت کامل به پایان رسید و انشالا اکثرا از فردا مشغول کار و زندگی معمول میشین. امیدوارم خیلی زود این حالت برزخیه بین تعطیلات و روتین زندگی براتون تمام بشه. من انشالا اخر هفته برمیگردم و از روز شنبه در خدمت کار و کارخانه خواهم بود.

امشب برادرک و همسرش باید شهر دیگری میرفتند و اینجانب به دلیل حجم بالای کارهای چمدانی در خانه ماندم. بستن چمدان که شروع میشه قلب منم فشرده تر میشه. چه خوب که امشب اونا نیستند و این مرحله مزخرف تو خلوت خودم و همسفر انجام میشه. راستش گاهی پشیمون میشم از اومدنم، شاید ندیدنش خیلی بهتر بود. این مدت مثل سالهای قبل بود، انگار نه انگار که سالهاست که بیشترین دیدارهامون پشت صفحه مانیتور بوده،باورم نمیشه باز به همون روال باید برگردیم. بازهم محبت مانیتوری.همینطور که وسیله ها جمع میشه هی دارم با خودم اروم باش اروم باش را تکرار میکنم. دوست ندارم خداحافظی بارونی داشته باشم و حال و هوای برادرکم را تو این شهر غمگین کنم .انشالا همه چیز کنترل بشه تا من برسم به خلوت خودمو و راحت خودمو اروم کنم.میدانید از خودم عصبانی هستم؟کلی با مادرک جرو بحث میکنم سر دلتنگیهای مادرانه اش و از بس که داغون کرده روح و جسمش را،خودم که خواهرکی بیشتر نیستم کلافه ام از همه چیز و همه چیز. منه مزخرف گاهی عجیب شعار میدهم.

*سیزده به درتان سبز و خرم

*پست درب و داغان را بگذارید به پای غروب یکشنبه های اینطرف که دقیقا به تلخی غروب جمعه های انطرف هست و پایان تعطیلات و حس و حال کار نکردن و کمی چیزهای دیگر و البته دور شدن از برادرکم.

نوشته شده در دوشنبه 14 فروردین 1396ساعت 01:30 توسط مریم نظرات (1)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com