X
تبلیغات
رایتل

مرمرانه

ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز.... تا باز کنی بند قبا، صبح دمیده است


سلام به روی ماهتون.

اینجانب خسته و کوبیده چند دقیقه ای هست که رسیدم به خانه برادرک و  وسایل سفر در سفر دوم را جابجا کردم و وسایل سفر در سفر  فردا صبح را اماده کرده ام و پخش شدم روی تخت. به لطف کمی تپه نوردی و بدن ورزش ندیده، تمام سلولهایم دردمند شده و امیدوارم تا فردا صبح بهتر بشم،چون سفر آخر پر از تپه نوردی و پیاده روی هست.

دوستان جایتان خالی در کوچه پس کوچه های پراگ. قدم زدنهای روزانه و شبانه اش عالی بود و عشق به تنمان تزریق میشد از فضای پر حسش. اگر مثل ما خیلی به حرف دیگران که هی میگویند پس چرا پاریس نمی روید و دنبال جاهای خیلی اسم دار نیستید،این کشور زیبا را از دست ندهید.هم زیباست، هم هزینه پایین دارد و هم بازهم زیباست. خیلی هم لازم نیست وارد هر ساختمان تاریخی بشوید. صرفا قدم زدن توی کوچه ها حالتان را جا می آورد. فقط مواظب صرافیهای ناجوانمردش باشید،بعضیهایشان عجیب نقره داغتان میکنند البته که نتوانستند سر ما کلاه بگذارند.

*یک چیزی بگویم در گوشتان؟دلم میخواهد این با برادرک بودنها را به همه تنم تزریق کنم و نگهدارم حالش را برای روزهای دوری. نمیخواهم پیشواز  روزهای غمگین بروم اما دلم پر میزند برای بودنش،داشتنش،شنیدنش. میدانید بدترین چیزهایی که اینجا میبینم چیست؟دلتنگی جوانکهای شبیه برادر که هنوز هم نتوانستند بفهمند کدام وری هستند. هنوز هر خبری میشنوند دلشان میریزد برای آنور و سرگشته میچرخند توی فرودگاهها... بی خیال.

*فردا صبح عازم مایورکا هستم. نائب زیاره دوستان خواهم بود و انشالا اگر نت داشتم احوال جویتان.


نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین 1396ساعت 23:00 توسط مریم نظرات (1)


آخرین مطالب
» @title

Design By : RoozGozar.com